2016 December 8 - پنج شنبه 18 آذر 1395

به خدا قسم اگر روزی مصلحت اقتضا کند و اندیشه های دکتر شریعتی حلاجی شود،صدها مطلب بدست می آید که بر ضد اصول اسلام است
کد خبر: ٩٦٦٤٣ تاریخ انتشار: ٣١ خرداد ١٣٩٥ - ١١:٠٦
فرهنگی » مطلب ویژه
سخنان کمترمنتشرشده ازشهیدمطهری پیرامون شریعتی
به خدا قسم اگر روزی مصلحت اقتضا کند و اندیشه های دکتر شریعتی حلاجی شود،صدها مطلب بدست می آید که بر ضد اصول اسلام است

نقدهایی که پیرامون وی مطرح است از جمله آن می توان به اظهار نظرهای غیر متخصصانه در دین که در آثار وی هویدا است که...

گروه سیاسی صابرنیوز: در ایام سالگرد در گذشت دکتر شریعتی است، مردی که به عنوان یکی از سخنرانان قهار دوران طاغوت از وی نام برده می شود و دختران و پسران انقلابی در آن زمان پای ثابت سخنرانی های وی بوده اند، شریعتی در آن روزها بیانی آتشین شیوا داشت که این بیان آتشین و شیوا با طبق شاعرانه وی ممزوج شده بود که باعث جذب جوانان آن دوره شده بود، اما در آن دوران اعمال و رفتار و تفکرات وی از سوی اندیشمندان اصیل اسلامی مورد نقد اساسی قرار گرفته بود و تفکرات وی را دارای مشکلات ریشه ای در زمینه اسلامی می دانستند.
 

کسانی همچون امام خمینی(ره)، امام خامنه ای، شهید مطهری، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، شهید صدر، شهید مفتح، علامه مصباح، آیت الله خوشوقت از منتقدین تفکرات شریعتی بودند ودر مواردی تفکرات وی را التقاطی می دانستند، همه این شخصیت هایی که نام برده شد از منتقدین اندیشه شریعتی بودند اما نوع برخورد هر کدام از آنها با شریعتی متفاوت بود.

شریعتی را می توان شخصیتی نامید که هنوز هم وقتی قرار است پیرامون تفکرات وی بحث شود با اما و اگرهای فراوانی روبرو هستیم و شخصیت و تفکرات وی در هاله ای از ابهام همچنان باقی است پایگاه خبری صابرنیوز بر ان است که با کنکاشی متفاوت و یکسری مقالات و مصاحبه ها  از اندیمشندان و متفکران این ابهام را تا حد زیادی از بین ببرد.

نقدهایی که پیرامون وی مطرح است از جمله آن می توان به اظهار نظرهای غیر متخصصانه در دین که در آثار وی هویدا است که باعث اشتباهات فراوانی در آثار وی شده بود، انتقاد و حملاتی که وی به روحانیت داشت، از نقدهای کلی است که به وی وارد است.

در اولین مقاله از سلسله مقالاتی که قرار است صابرنیوز پیرامون شریعتی منتشر کند، نظرات شهید مطهری پیرامون شریعتی است که بدون هیچ گونه برداشت خاصی نظرات آن شهید بزرگوار را پیرامون شریعتی منتشر می کنیم: 

اظهار نظرهای غیر متخصصانه شریعتی شریعتی در دین:

یادداشت شهید مطهری بر کتاب شریعتی: "نویسنده جزوه (منظور کتاب اسلام شناسی شریعتی، که در آن زمان به صورت جزوه منتشر می شد.) نظر به غرور بی حد و نهایتش – همان طور که خاصیت هر مغروری است – عقده ندانستن علوم اسلامی از فلسفه، کلام، فقه، عرفان و غیره دارد و با دو نمود روانی، عقده خود را آشکار می کند؛ یکی از آنکه هی مراتب اسماء و عناوین را از قبیل مشبهه، مجسمه، وحدت وجود، کثرت وجود، حلولیه، غنوصیه، انوار اسفهبدیه و غیره تکرار می کند به علامت اینکه ما هم اهل بخیه ایم و از طرف دیگر به شدت آن را نفی می کند و بی ارزش می خواند، در صورتی که اگر دوچار چنین غرور و خود بزرگ بینی نبود، مانند هر جاهل بی خبر دیگر، نه مدعی می شد و نه انکار می کرد. ایشان برای اینکه بچه ها باور کنندکه ایشان هم اهل بخیه اند و همه را می دانند، سر فصل ها و رشته ها و فرقه ها را نام می برند و برای آنکه خدایی ناخواسته کسی توقع زیادی نداشته باشد و کتابی جلوی ایشان را نگذارد که بسم الله این نیم صفحه را از فلان کتاب معنی معنی بفرمایید، می فرمایند ولی همه اینها حالات واهی است و یک ذره معنا ندارد. اگر من نمی دانم از ان جهت است که معنا ندارد، نه اینکه معنا دارد و نمی فهمم."(1)

وجود اشکالات و شبهات در کتب و نوشته های شریعتی:

شهید مطهری در نامه ای خطاب به حضرت امام خمینی (ره)  که پس از مرگ شریعتی و قبل از پیروزی انقلاب نگارش یافته است، چنین می نویسد: "عجبا! می خواهند با اندیشه هایی که چکیده ی افکار «ماسینیون» مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افکار «گورویچ» یهودی ماتریالیست و اندیشه های «ژان پل سارتر» اگزیستانسیالیست ضد خدا و عقاید دورکهایم جامعه شناس ضد مذهب است، اسلام نوین بسازند! پس و علی الاسلام السلام. به خدا قسم، اگر روزی مصلحت اقتضا کند که اندیشه های این شخص (دکتر شریعتی) حلاجی شود و ریشه هایش به دست آید و با اندیشه های اصیل اسلامی مقایسه شود، صدها مطلب به دست می آید که بر ضد اصول اسلام است و به علاوه بی پایگی آنها روشن می شود."(2)

اعلامیه ای که به امضای شهید مطهری رسیده بود، چنین آمده است: "نظر به اینکه تحصیلات عالیه و فرهنگی او غربی بود و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد تا آنجا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف فقه اسلامی بی خبر می ماند –هرچند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه می افزود- در مسائل اسلامی (حتی در مسائل اصولی دوچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعی کتمان حقیقت و مشمول سخن خداست که ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناهم للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون (3)

شهید مطهری در ابتدای نقدهای کوتاهی که بر جزوه ی اسلام شناسی دکتر شریعتی نوشته، در رابطه با غالب آثار دکتر چنین یادآور می شود: "این جزوه مانند غالب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری، اعلی و از نظر علمی، متوسط است و از نظر اسلامی صفر است."(4)

تضعیف و بدنام کردن روحانیت توسط شریعتی:

شهید مطهری در نامه خود به حضرت امام (ره) نوشت: "کوچکترین گناه این مرد، بدنام کردن روحانیت است. او همکاری روحانیت با دستگاههای ظلم و زور علیه توده ی مردم را به صورت یک اصل کلی اجتماعی در آورد، مدعی شد که ملک و مالک و ملا و به تعبیر دیگر، تیغ و طلا و تسبیح همیشه در کنار هم بوده و یک مقصود داشته اند. این اصل معروف مارکس و به عبارت بهتر مثلث معروف مارکس که دین و دولت و سرمایه، سه عامل همکار بر ضد خلق اند و سه عامل از خود بیگانگی بشرند را به صد زبان پیاده کرد؛ منتها به جای دین، روحانیت را گذاشت، نتیجه اش این شد که جوان امروز به اهل علم، به چشم بدتری از افسران امیتی نگاه می کند."(5)

شهید مطهری در نامه ی معروف خود به حضرت امام خمینی (ره) می نویسد: "خوب است اطلاع داشته باشید که پس از مذاکره با بعضی از دوستان مشترک، قرار بر این شد که بنده دیگر درباره ی مسائلی که به شخص او مربوط  می شد، از قبیل صداقت داشتن و صداقتن نداشتن و از قبیل التزامات عملی سخن نگویم، ولی انحرافاتی را که در نوشته های او هست، به صورت خیر خواهانه - ونه خصمانه- تذکر دهم؛ ولی اخیرا می بینم گروهی که عقیده وعلاقه درستی به اسلام ندارند و گرایش های انحرافی دارند با دسته بندی های وسیعی در صدد این هستند که از او بتی بسازند که هیچ مقام روحانی  جرأت اظهار نظر در گفته های او را نداشته باشد. در ماه های اخیر عمر شریعتی، بنده مکرر به وسیله اشخاص مختلف به او پیغام دادم که در نوشته های تو مطالبی است  بر ضد اسلام و لازم است اصلاح شود. من حاضرم در حضور جمعی صاحب نظر، یا هر طور که خودت مایل باشی به تو ثابت کنم. اگر ثابت شد تو خودت انها را –ولو به نام خودت، نه به نام من- اصلاح کن که شأن تو بالا خواهد رفت و الا مجبورم از تو صریحا و مستدل انتقاد کنم وبرایت گران تمام خواهد شد. آخرین شخصی که از طرف او نزد من امد و اظهار داشت که او حاضر است اختیار بدهد به آقای محمد تقی جعفری و آقای محمد رضا حکیمی تا از آثارش انتقاد کنند و در نهایت امر، تو صحه بگذاری. من گفتم بسیار خوب، ولی به شرط اینکه کتبا بنویسد. مقارن با حرکتش به خارج اطلاع پیدا کردم که تنها به آقای حکیمی نوشته که شما مجازید نوشته های مرا نقد کنی... روی این حساب می بایست از نشر آثارش قبل از اصلاح و تجدید نظر- لااقل به وسیله ی آقای حکیمی که کتبا به او اجازه داده است- جلوگیری شود؛ ولی افرادی که اخیرا تصمیم گرفته اند او را مظهر رنسانس اسلامی قرار دهند و راه را برای اظهار نظرهای خود در اصول و فروع اسلام باز کنند، در شعاع وسیعی به نشر و تکثیر همه ی آثار او پرداخته اند. بنده فکر می کنم اگر صلاح می دانید به برخی از ارادتمندان خودتان در اروپا و آمریکا که ضمنا ناشر آثار و افکار او هستند، یاد آوری فرمایید که قبل از لنجام اصلاحات [به] وسیله آقای حکیمی یا گروهی که خودتان تعیین می فر مایید، از نشر آثارش جلوگیری شود و اگر هم صلاح نمی دانیدکه در کار او مستقیما دخالتی فرمایید، راه دیگری باید اندیشید."(6)

منابع:
1.استاد مطهری و روشنفکران، ص 42
2.سیری در زندگانی استاد مطهری، صص222-223
3-سیری در زندگانی استاد مطهری، ص 217
4-استاد مطهری و روشنفکران، ص 34
5. سیری در زندگانی استاد مطهری، ص 223
6.سیری در زندگانی استاد مطهری صص225-226




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه