2016 December 6 - سه شنبه 16 آذر 1395

رابطه عارفانه علامه مصباح و آیت الله پهلوانی
کد خبر: ٨٥١٨٢ تاریخ انتشار: ١٧ فروردين ١٣٩٥ - ١٠:٤٥
گفتمان مصباح » مطلب ویژه
یادداشت اختصاصی حجت الاسلام آقا تهرانی
رابطه عارفانه علامه مصباح و آیت الله پهلوانی

شیخ علی پهلوانی یکی از همین عارفانی بود که شهود را با جانش لمس کرده بود و همواره ...

گروه هیئت صابرنیوز: حجت الاسلام آقا تهرانی؛در سیاست غبارهای غفلتی بر جان انسان می وزد که سالک الی الله را از حقیقت وجودی خود باز می دارد.

اشراقات قلبیه در این فضاها کمتر بر جان سالک متجلی می شود چرا که کوچک ترین گناه یک جداشدن از اشراقات قدسیه.

انقلاب اسلامی که به ثمره توحیدی خود یعنی برپایی حکومت اسلامی رسید و سیر خود را بع سمت تمدن نوین اسلامی پیش برد،جریاناتی در عرصه سیاست وارد شدند که «سیاست مدرن ماکیاولیستی» را ترویج کردند که جریان سید مهدی هاشمی معدوم و بنی صدر تا دوران اصلاحات که راهبرانی همچون عبدالکریم سروش،حسین بشیریه،عزت الله فولادوند،مجتهد شبستری تا سعید حجاریان و اکبرگنجی و محسن کدیور در آن نقش تئوریسین را دنبال می کردند.

همانطور که عرفا فرموده اند که :« انسان باید قوس نزول را طی کند،به نشئه طبیعت بیاید،با عالم ماده و کثرات سر و کار پیدا کند و خودش را بالا بکشد تا در سیر عروجی به «مقام هیمان شهودی» برسد.»

اما سیاست سکولار که منتج از علوم انسانی سکولار است این حقایق را ادراک نمی کند و در واقع علوم انسانی سکولار یعنی زندان عقل الهی.

علوم انسانی سکولار انسانی که «مرغ باغ ملکوت بود» را اسیر کرد و آنقدر روح و جانش را «ضعیف و نحیف» نمود تا به «لاادری» رسید.

در بین ما عارفانی الهی بودند که تا «هم فیها خالدون» انسان را می دیدند و باز اهل افشا نبودند.حاج شیخ علی پهلوانی یکی از همین عارفانی بود که شهود را با جانش لمس کرده بود و همواره جانش «یاحق» می گفت.

امروز در سپهر سیاست این عارفان را دنیا را چیزی فراتر از آن چه مرسوم است می دیدند را باید «الگو و اسوه» قرار داد.

آیت الله شیخ علی پهلوانی معتقد بود که «دنیا نباید تو را شکار کند...دنیا یعنی هر چیزی که تو را از خدا بازدارد.»

امروز شدّت سیاست بازی سیاست بازان این تعاریف راهبردی و استراتژیک را از ما گرفته است.

حال چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی ما جدا از «حقیقت وجود» شده ایم.فردی که بویی از این حقایق نبرده است و در مناصب کشور برآمده از اصول و 300 هزار خون شهید و ...تشکیل شده است،تجویزش برای مدیریت داخلی و خارجی «عقل منفصل از وحی» است و حقیقت را «پوزیتیویسم» می داند.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی از شاگردان عارف الهی حضرت آیت الله بهجت و همچنین آیت الله مصباح یزدی،از ملازمان عارف نستوه آیت الله شیخ علی پهلوانی بوده است.

وی به اختصار مطلبی قابل توجه برای سالکان الهی و اهل سلوک نوشته است که تقدیم می کنیم.

💠یادداشت اختصاصی حجت الاسلام و المسلمین دکترآقاتهرانی

رابطه علامه مصباح با آیت الله پهلوانی عارفانه بود

علامه مصباح فرمودند:«او بیدار طریقت بود.»

نام شريف آيت الله حاج شيخ علي آقا سعادت پرور(پهلواني تهراني)، براي همه طلا‌ب 60، 50 سال پيش مدرسه حجتيه كاملا‌ًشناخته شده بود.

برنامه‌هاي دعاي ندبه هر صبح جمعه ايشان، با بي‌پيرايه‌ترين شكل خود، پس از‌صحبت‌هاي حضرت استاد حاج شيخ عبدالعلي تهراني پدر حضرات آيات آقامرتضي و آقا مجتبي تهراني همه علا‌قه‌مندان به درگاه ولي‌عصر ارواحنافداه را صيقل دل بود.

آيت‌الله مظاهري دامت‌بركاته الشريف مي‌فرمود: براي برنامه‌هاي حضرت ولي عصر(عج) ارواحنافداه، حاج شيخ علي‌آقا از هر چيز مي‌گذشت، ياد دارم كه در مدرسه حجتيه درب حجره هاي آقايان طلا‌ب را مي‌زد و از اين و آن براي راه‌اندازي خرج دعا، قند، چاي و صبحانه، پول جمع مي‌كرد.

مرحوم حاج شيخ علي‌آقاي عزيز سلا‌م‌الله‌عليه مي‌فرمود: من و آقاي مصباح چون دو كبوتر يك برجه بوديم. هر كجا ايشان را مي‌ديدند بنده تداعي مي‌شدم و هر كجا مرا مي‌ديدند او تداعي مي‌شد.

اين نكته را از ديگر اساتيد نيز شنيده‌ام.

اين ها مربوط به دوره‌هاي دور دست بودكه ما حتي وجود خارجي نداشته‌ايم.

پيش از سفر به خارجساليان دراز بود كه هر گاه از آيت الله مصباح سراغ استادي رامي‌گرفتم، ايشان را معرفي مي‌فرمودند.

پس از بازگشت به ايران ، آشنايي و بهره‌گيري از وجود مبارك و معنوي حاج شيخ علي سعادت پرور رضوان الله عليه،لطف ارزنده ی الهي به بنده بود. از خداوند به كمتراز هم‌جواري با اهل‌بيت سلا‌م‌الله عليهم برايشان درخواستي ندارم.

اولين ديدار با ايشان به اين شكل بود كه خود را از جانب استاد مصباح به ايشان معرفي كردم. البته عنايت خاص ايشان به حضرت استاد شامل بنده نيز شد. درخواست رفت و آمد كردم و ايشان پذيرفتند.

البته گويا بعد از آن جلسه ، يك دوره كتاب‌ جمال آفتاب را به بنده امانت دادند كه خدمت آيت الله مصباح يزدي ارائه دهم و چنين شد.

دستورات صائب، كارا و جاندار ايشان هر شاگردي را به وجد مي‌آورد. گو اين‌كه هر بار نكاتي در حول و حوش همان سطح دستور و ذكر داشتند كه گوياي شايستگي حضرت استاد بود. چندين بار طرز راهبرد و راه‌كار تربيتي ايشان را خدمت آيت الله مصباح يزدي عرضه داشتم و شيوه تحسين‌برانگيزشان را ستودم؛ ايشان فرمودند: «جناب حاج شيخ علي آقا مردي است كه راه را خود طي كرده و طريق را كوبيده است. او بيدار راه است كه خود حدود 50ـــ40 سال در اين جهت تلا‌ش كرده و بسياري را تربيت كرده‌اند.»

برايم هيچ ابهامي در سير نبود.

وعده ديدار و هجران يار :

پس از ماه مبارك رمضان ملا‌قات ديگري حاصل شد. به محضر شريفشان بايد وقت مي‌گرفتم. با حجت الا‌سلا‌م و المسلمين آقاابوالفضل ، فرزند گرامي‌شان تماس گرفتم. قرار شد روز پنج‌شنبه( 5/9/1383) 11 شوال 1425 ساعت 9 صبح خدمت استاد برسم.

دقايقي به 9 مانده بود به خانه ايشان رسيدم و در زدم. در باز شد و دامادشان حجت الا‌سلا‌م و المسلمين آقاي شيرازي را ديدم، سلا‌م و عليك ُكرديم ، پرسيدند با آقا قرار داريد؟‌گفتم بله، گفتند: آقا رفتند. كجا رفتند؟ ناگهان اشك از چشمانشان سرازير شد. گفتم: آقا چرا همچين مي‌كني؟ آقا كجا هستند؟ گفت:‌داخل اطاق. وارد شدم. ديدم فرزندشان پايين پاي آقا و آقا روبه قبله به خواب ابدي فرو رفته‌اند. صورتشان چون هميشه اما جدي، آن لبخند‌ها و تبسم‌هاي ديدني بر لب مباركش نبود. راه و طريقي جدي را طي فرموده بود.

والسلا‌م عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيا

يكي از دوستان نقل مي ُكند: ديشب (شب قبل از رحلت) در جلسه دوستانه، آقا فرموده‌ بودند كه فردا با فلا‌ني برنامه ملا‌قات دارم. به او چيزهايي خواهم گفت كه تا به حال نگفته‌ام.

گفت از خود ببرد، هر كه وصالم طلبد

ما به اميد وي از خويش بريديم و برفت

صورت او به لطا‌فت، اثر صنع خداست

ما به رويش نظري سير نديديم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و افغان كرديم

كاي دريغا! به وداعش نرسيديم و برف
كاي دريغا! به وداعش نرسيديم و برفت





Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه