2016 December 8 - پنج شنبه 18 آذر 1395

تحلیل بیانات امام خامنه ای در شان علامه مصباح یزدی/بخش یک
کد خبر: ٨٥١٦٨ تاریخ انتشار: ١٧ فروردين ١٣٩٥ - ١٠:٢٩
گفتمان مصباح » مطلب ویژه
امام خامنه ای در منزل علامه مصباح چه گفت؟
تحلیل بیانات امام خامنه ای در شان علامه مصباح یزدی/بخش یک

سال هاست «مصباح دوستان انقلاب» در هجمه تخریب هاست اما دشمن نمی دانم که راهکار کوبش شخصیتی این چهره موجه اسلامی و...

گروه سیاسی صابرنیوز:سجاد چاره دان: در زمان رژیم طاغوت علاوه بر نشریه ای كه با آقای هاشمی رفسنجانی منتشر می كردند، نشریه ای نیز به نام انتقام در بردارنده شدیدترین انتقادات به رژیم طاغوت و شخص شاه می نوشتند كه در صورتی كه مشخص می شد این نشریه را علامه مصباح علیه رژیم طاغوت منتشر می كند، حكمش اعدام بود.
 
علامه محمد تقی مصباح یزدی از چهره های سرشناس و نقش آفرین جمهوری اسلامی بوده و هست. نقش وی در عرصه تفكر سیاسی آنچنان پر رنگ است كه مخالفین چه در درون كشور و چه در عرصه خارجی بسیار تلاش می كنند تا اندیشه ایشان را مورد هجمه قرار دهند.
 

 
رابطه علامه مصباح و رهبری همواره رابطه صمیمی بوده و با خاطره سازی های تحریف گونه که ناشی از شدت کینه به ایشان است،این رابطه را تیره نمی کند اما قصد این جریان قدرت گرا از خاطره سازی تحریف گونه فقط «تحریف شخصیت» این فیلسوف الهی معاصر است که به تعبیر رهبری با «شهید مطهری» هم همین کار کردند.
 

رهبر حکیم انقلاب در بیانات خود در اولین روز سال 93 در جوار حرم امام رضا (ع) در سال فرهنگ،از نقش فرهنگ مطلب کلیدی فرمودند:
 
فرهنگ به معنای هوایی است که ما تنفس می کنیم. اگر این هوا تمیز باشد آثاری دارد و اگر کثیف باشد آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مانند هواست.
 
این جمله زیبا و کلیدی از فردی حکیم که از پایه گذاران «حکمت متعالیه سیاست و مدیریت» است،مطرح نمودند و این همواره اعتقاد عمیق علامه مصباح یزدی بوده است.چه آن زمان در اوج خفقان رسانه ای طاغوت که او افشاگری می کرد و نشریه انقلابی چاپ و منتشر می کرد و با جریان های مارکسیسم و لیبرالیسم مبارزه می نمود و چه زمانی که جلسات یازده نفره «حکومت اسلامی،راهکارها و چالش ها» لو رفت و او به صلاحدید دوستان راهی تبلیغ می شود.
 
سال هاست «مصباح دوستان انقلاب» در هجمه تخریب هاست اما دشمن نمی دانم که راهکار کوبش شخصیتی این چهره موجه اسلامی و به تعبیر رهبری عقبه تئوریک نظام خدشه دار نمی شود اما به تعبیر رهبری «خناسان مسلط» با شهید مطهری هم همین کار را کردند..«تخریب از علامه شهید تا علامه بصیر.
 
شواهد و اسناد تاریخی نشان داده است که «مطهری زنده است»،«بهشتی زنده است» و... . فرهنگ و خدمات و زحمات آنان زنده است.در جان مردم هستند.
 
مصباح هم پایدار است بر اصول معرفتی اش.هجمه که باشد هیچ بلکه «طوفان ها» هم بیاید خم به ابروی «علامه بصیر» نمی آید.
 
حکیم انقلاب می گوید «منطق مستحکم» هر کجا باشد «دشمن» او را هدف می گیرد!
 
آقای الکساندر کنت دمارانش در آستانه وقوع انقلاب اسلامی برای بررسی و تحقیق در باره اتفاقاتی که در ایران در حال وقوع بود در 5 ماه منتهی به انقلاب اسلامی لحظه به لحظه امام را در پاریس تعقیب می کرد و 6 بار به ایران سفر کرد و از نزدیک به مطالعه این انقلاب بزرگ پرداخت و هر بار در پایان کارش در دیدار با شاه نتایج مطالعاتش را در اختیار می گذاشت. او پس از تحقیقاتش صریح تر از همه اعلام کرد " این بار دشمن ما مذهب است" از این رو در ماه های منتهی به انقلاب نهایت تلاش خود را برای ممانعت از وقوع انقلاب اسلامی به کار گرفت. از اخراج امام خمینی ره از پاریس تا ترور حضرت امام در حین سفر که هیچ کدام به نتیجه نرسید طراحی کرد. او که از وقوع انقلاب اسلامی بسیار وحشت زده به نظر می رسید در وصف انقلاب این گونه نوشت " در این مهلک ترین جنگ عقیدتی تاریخ که دورنمای عینی پایان تمدن غربی را به ما نشان می دهد چیزی هولناک تر از گلوله آتش زای امام خمینی وجود ندارد ممکن است همه جا طعمه حریق شود"( ارتش سری روشنفکران ص 12 (
 
به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب همه همت خود را برای شناخت بیشتر هویت انقلاب و مقابله با آن به کار گرفت. او برای شناخت هویت انقلاب حتی از دیدار با اسرای ایرانی ساکن در کمپ های عراق نیز دریغ نکرد وی پس از دیدار با اسرای ایرنی و گفتگوی تفصیلی با آن ها در یادداشتی نوشت " در آن جا نیز ایرانیانی را دیدم که قاطعانه برای فدا کردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره ، منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط در ک نامشخصی از آن را روی صفحه رادار داریم" ( شوالیه های ناتوی فرهنگی ص27 ) او در باره روحیه شهادت طلبی ملت ایران می نویسد " آنان حاضرند مشتاقانه برای عقیده خود بمیرند در حالی که اعتقادات تمدن غرب عمیقا بر اساس سعادت مادی استوار است" ( جنگ جهانی چهارم ص 43 ) وی پس از یک تحقیق جامع در باره هویت انقلاب اسلامی به آمریکا سفر کرد و با ریگان که تازه به ریاست جمهوری امریکا رسیده بود دیدار کرد ریگان از او پرسید " اشخاصی مانند آیت الله خمینی دقیقا چطور می اندیشند ؟" ( همان 357 ) دمارانش در پاسخ با اشاره به یک بحث مبنایی گفت " آن ها آن طور که ما می بینیم نمی بینند . سیستم داخلی اشان و فکرشان مانند ما نیست. دشمنان جدید ما که مسلمانان اصولگرا هستند به عنوان سربازان خدا خدمت می کنند بنابر این انسان برای آن ها معنایی کاملا متفاوتی نسبت به معنایی که برای ما دارد داراست" (همان ) وی سپس به ریگان هشدار داد شما نمی توانید با یک عقیده به وسیله تانک و هواپیما مبارزه کنید. باید دست به کار هوشمندانه ای بزنید چیزی که من آن را نبوغ فعال نامیده ام . شما باید با هر عقیده ای به وسیله عقیده بجنگید" ( همان 11- 18 )
 
مصباح راه حضرت روح الله
 
مصباح راه خمینی رفته است و می رود.شاگردی که رابطه اش با امام «مراد و مردیدی» بوده است.در جنگ نرم معرفتی که بین اسلام سکولار و اسلام ناب محمدی پیش می آید،و در اوج نفوذ شدید اندیشه های مارکسیسم «مصباح یاران مخلص ولایت» در برابر آنان می ایستد و با تسلط به علم و عمل « قدرت استدلال دین» را نمایش می دهد.
مصباح بر «فهم متون دین» بسیار تاکید داشته و دارد.کسانی که در دام عرفی گرایی معرفتی افتادند به علل متعدد بوده است از جمله مهمترین آنان عدم «فهم درست متون دین».
 
«عمار تیزبین انقلاب» که لقب عقبه تئوریک نظام را از فردی که خود در تحولات تاریخی ایران و انقلاب تاثیر بسیار عمیق و چشمگیری داشته است،نشان از مهمی جایگاه فیلسوف متالّه در جمهوری اسلامی دارد.
 
نقشی استراتژیکی که نشان از تاثیر شگرف او در «تمدن الهی انقلاب اسلامی» در پسا گردنه های سهمگین انقلاب دارد.
 
دشمن «ساختار فکری» علامه مصباح را نمی داند و از گلوله های آتش زای معرفتی او به فرهنگ غرب در ایران هراسان است.
 
در همه این هیاهوها و شارلاتانیزم رسانه ای جریان دگردیسی و حزب باد،نکته ای در باب معناشناسی یک اشاره رهبری در منزل علامه مصباح بسیار مهم و خط روشنی را به حقیقت جویان می دهد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ 6 تیر 1379 به منزل آیت الله مصباح یزدی در قم رفتند و خطاب به ایشان فرمودند: روزنامه‌ی کیهان یک مقاله‌ی زیبا خطاب به شما نوشته – البته اسم نیاورده، ولی مخاطبش شما هستید درست همان چیزی که آدم در دلش هست، همان را درباره‌ی شما مطرح کرده. حتماً بگیرید و بخوانید.
 
در اینجا رهبر انقلاب اشاره به دل خود می کنند که یعنی آن چیزی که در دل بنده است این مقاله در مورد شما گفته است و نظر من این است.
 
واژه های به کار رفته این مقاله کیهان در مورد شان علامه مصباح و اشاره رهبری به اینکه این «حرف دل من است»،قابل تأمل است.
 
متن مقاله کیهان
 
 
 
تو چراغ راه مایی. نه این که چراغی در دست گرفته باشی و در این ظلمت آزین بسته راه را نشان ما بدهی. نه تو خودت چراغی، هر کجا که بایستی، به هر کجا که اشاره کنی، یا از هر چه که بگویی، ما اطمینان، تو را باور کرده‌ایم. ما به تو اعتماد داریم. ما از تو دروغی نشنیده‌ایم. ما تو را تا کنون با اجنبی ندیده‌ایم. ما امضای تو را پای معاهدات ننگین وابستگی مشاهده نکرده‌ایم.
 
 
 
تو چراغ راه مایی از هر چه که بگویی باورت می‌کنیم. چرا چنین نباشیم ؟ مگر نور جنسش یکی نیست. حالا چه این نور از خورشید باشد، یا از نورافکنی قوی، یا از شمعی کوچک، یا از تو که چراغ راه مایی.
 
 
 
با تو هستم. ای چراغ راه خوبی‌ها. ای مصباح !
 
 
 
تو اگر چه، چراغ راه مایی اما مطلق نیستی. مگر غیر از خدا کسی می‌تواند مطلق باشد ؟ نه، تو منتهی خودت را به اشتعال درآوردی، یعنی چه ؟ یعنی این که بعضی‌ها همتشان این می‌شود که چراغی دست بگیرند و کور سویی را اطراف بتابانند. اما بعضی‌ها هم، مثل تو خود را به اشتعال می‌کشند. شهداء این گونه‌اند. تو هم در شهادت مستغرقی.
 
 
 
اگر شهید به یک تیر و ترکش به مقام شهود و شهادت می‌رسد، تو هر روز و هر ساعت به تیر و ترکشِ از خدا بی‌خبران و معاندان و فتنه‌گران و جاسوسان شهید می‌شودی. ما اشتعال تو را می‌بینیم. کسی که چشم هدایت به تو دارد راه را گم نمی‌کند. و در هزارتویِ، نسبت‌ها زمین‌گیر نمی‌شود.
 
 
 
تو همچون سایر علمای ناب شیعه با به آتش کشیدن خود، راه حق و باطل را نشان ما می‌دهی. امثال شما ذخیره‌های معرفتی آخر‌الزمانید. چلچراغ‌هایی که نشئه‌ی سوزشان، از نفت و روغن و نیروی الکتریسیته نیست، بلکه نور از اشتعال وجودشان ساطع می‌شود. وقتی کار به این جا بکشد، یعنی به جای این که تمام دار و ندار آدمی به آتش کشیده شود، مگر می‌شود جلوی انتشار نور را گرفت ؟
 
 
 
تو علاوه بر جسمت و علاوه بر علم و اندیشه و معرفت و سال‌ها و سال‌ها صبوری و حلم و اخلاق و دور اندیشیت، حالا آبرویت را به کبریت اشتعال سپرده‌ای و کسی که کارش به این جا کشید، مگر از راه رفته بازمی‌گردد. و مگر از شتاب و انتشار نور باز می‌ماند ؟ کسی که به قول خودت، حتی نگوید: « راضیم به رضای تو و بگوید: من کی هستم که رضایت بدهم، هر چه که تو می‌خواهی باشد ». آیا چنین کسی از ضخم آبرو می‌هراسد ؟!.
 
 
 
آن جا که سلاح و مال و کلام و استدلال کفایت نکند، شاید آبرو به کار آید. و کاری بکند. و تو خوب از این متاع در مصاف با حرامیان بهره برده‌ای. مبارکت باد ! ...ما شما را چراغی از چلچراغ راه بشریت می‌دانیم. از غیریت و صبوری و فهم و پایمردی شما درس می‌گیریم. و از آبرویی که بر کف دست آورده‌اید در پوست نمی‌گنجیم.
 

 
دیدار مقام معظم رهبری در منزل آیت الله مصباح،( فیلم دیدار معظم له.6/تیر/79) و روزنامه کیهان/4 تیر 79
 
ر.ک: روزنامه‌ی کیهان، 4 تیر 1379: ) (ر.ک. به فیلم دیدیار درتاریخ 79/4/6
 
البته مقاله کیهان ادامه دارد که در زمانی دیگر مطرح می کنیم.
 
در همان جلسه منزل علامه مصباح که فیلم آن موجود است،حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر حکیم انقلاب می فرمایند:
 
« این یک روشنفکر مسلمان است، یک جوان روشنفکر مسلمان است، یک مسطوره ای است، یک نمونه ای است از کسانی که درباره ی جنابعالی و کار بزرگی که امروز شما انجام می دهید، احساسشان و درکشان این است ... به هر حال، ما از خدا بسیار سپاسگزاریم به خاطر توفیقاتی که به شما داده، بسیار متشکریم از خدای متعال به خاطر شما.این پرداخت منطقی که شما دارید، مبارک است رنگ کاربردی، تحقیقات کاربردی، رنگ روز، رنگ نیاز زمان، اینکه انسان هم دچار تکرار و حرف های گفته شده و سست نشود، حرف منطقی و قوی بزند و هم مته ای از آن نیازهای روز و مسائل رایج سیاسی و غیرسیاسی و فرهنگی – سیاسی در آن وجود داشته باشد، این خیلی خوب است، پرداخت خوبی است این جور سیاحت مطلب خودش یک هنر است. (6 تیر 79 در منزل علامه مصباح)»
 
آیا منکران حق «مجاب» می شوند؟

 




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه