2016 December 5 - دوشنبه 15 آذر 1395

دلایل هجمه به علامه مصباح یزدی چیست؟
کد خبر: ٨٥١٥٣ تاریخ انتشار: ١٧ فروردين ١٣٩٥ - ٠٩:٥٩
گفتمان مصباح » مطلب ویژه
دلایل هجمه به علامه مصباح یزدی چیست؟

شهید مطهری در تمام عمر خویش مورد هجمه چپ های قدیم یعنی مارکسیست ها بود. و اینک مطهری زمانه ما دوباره آماج هجمه ی چپ های جدید و به اصطلاح اصلاح طلب قرار گرفته است.

گروه سیاسی صابرنیوز:سعید طلوعیان(دبیر کمیته دانشجویی ائتلاف اصولگرایان کشور)؛تاريخ به ندرت كساني را در صحنه گردون خود مي يابد كه جامع علم و عمل باشند، دستمايه هاي اين قصور هم چه بسيار و بعضن چه مقدس مآبانه. اما عابدان گوشه نشين و زاهدان دور از پيكره اجتماع هيچ گاه ستايش نشده و نخواهند شد. آنان حتي به جرم كج انديشي و تقليل دين به چهار ديواري ها و رميدن در پستوي خلوت گاه از ترس به باد دادن ايمان خود، هماره گزينه اي مذموم به عنوان يك الگو براي زندگاني بشر خواهند بود؛ زاهدان غارنشين، عابدان مهمان معابد و عالمان بي عمل و عارفان دشمن تفقه، از جرگه ممدوحان تاريخ نخواهند بود. زهد و عبادت منهاي دنيا مصداق بارز مومن سرخانه اي، عالم بي عمل مصداقِ زنبوري بي عسل و عارف بي تفقه مصداقي از پلندپروازي هاي موهوم و خيالين خواهند بود.

 آري اجتماع صحنه محك زاهد و عابد و عارف و عالم است نه گوشه محراب، نه خلوتگه جانان و نه حتي منبر چوبين. اين ها روح دين و دينداري را محك نخواهد زد، پرده اي سخت پوشالين از جنس خيالات موهوم بر پيكر دين و ديندار خواهد پوشاند تا پوشيده بماند و در انزواي خود جان سپارد.
 به درستي كه تاريخ دست صحه بر مدح كساني خواهد گذاشت كه دين و دنيا را در هم تنيده باشند، آسمان و زمين را از هم منقطع نكرده باشند، در عين آن جهاني بودن، اين جهاني هم باشند، دین و دنیا را به قدسیت و عرفیت مآبی از هم تفکیک نکنند و خلاصه اينكه دين را در خود تقليل ندهند بلكه خود را در دين تكثير كنند. در پي عصري كردن دين نباشند بلكه در پي ديني كردن عصر و زمانه خويش برآيند، در دام تحجر نغلتند و از بام تجدد نيافتند، از التقاط خويش دين را به انحراف نكشانند و در انفطار صورت حقيقي دين كه ولايت باشد اختلاف نكنند. باید گفت که «تفکیک سکولاریستی ماده از معنا، دنیا از آخرت، معاش از معاد، حق از تکلیف، عین از ذهن، واقعیت از حقیقت و عمل از نظر، هیچ یک از این بریدگی ها و انقطاعات در فرهنگ اسلامی جایی ندارد و معنویت اسلام نه فقط در محراب، بلکه در سیاست و اقتصاد و جهاد و حکومت و خانواده و مزرعه و دانشگاه، همه جا حضور دارد.»(رحیم پور ازغدی، حسن، کتاب طرحی برای فردا)

تاريخ اما همواره صحنه نزاع اين دو گفتمان بوده است؛ دين چارديواري و دين اجتماعي شايد به طول تاريخ دين در مصاف يكديگر بوده اند، عرفان، زهد و عبادت آن دنيايي هميشه در برابر جلوه هاي اين دنيايي دين قد علم كرده است. تو گویی که تقلیل محوری که مبتنی بر تفسیری از دین توسط برخی ها که خود را عارف و زاهدو غیره می نامند مبتنی بر یک دو گانه پنداری قدسیت و عرفیت کاذب شکل گرفته است؛ روایتی قدسی از دین برای امحای رد پای دین از جایی که در حوزه عرفیت است. جالب تر آنکه حفظ ایمان و دین از گزند ملزومات زندگی دنیایی چون حقوق و اقتصاد و سیاست دستمایه چنین استدلالاتی واقع می شوند و پستوی چاردیواری ها، گوشه محراب عبادت و دیر و منبر صوفی خانه ها، خانه ای امن برای دین توصیف می شوند و مجوز ورود به عرصه اجتماع ازآن رو از دین سلب می شود که دین حفظ شود. مغالطه ای که مغالطه ای بیش نیست.

"دین در صحنه" اما ماجرای دیگری برای خود دارد، تابعان و مدافعان آن بر این عقیده اند که "دین، همه دین است" و همه احکام دین اعم از احکام فردی و اجتماعی باید اجرا شوند و شعار حفظ دین را نباید دستمایه تقلیل دین به احکام فردی قرار داد، آری "دین همه دین است". "خدای دنیا همان خدای آخرت است" "خدای عبودیت همان خدای ربوبیت است" "خدای فردیت همان خدای اجتماع است" و خلاصه آنکه "خدا هم، همه خدا است".
 

افتخار تاریخ پر فراز ونشیب شیعیان همواره این بوده است که دین را همه دین دانسته و خواسته اند. علمای شیعی رسالت عظیم این "حفظ همه دین" را بر دوش داشته اند، علمایی که از سر دغدغه حفظ دین و انتقال آن به نسل های بعدی تمام عمر خود را صرف کردند تا میراث گرانبهای دین را به سلامت از گذرگاه تاریخ و از چنگ تقلیل گرایان در امان نگه دارند. قدردانی از این علما کم ترین ادای دین به همت انان است. "تقدیر از تقدیر دین"، تقدیر از خود دین است و تقدیر از عالمان حافظ کلیت دین، تقدیری است برای تقدیری که از دین کرده اند.
 

علامه مصباح یزدی در روزگار ما از کسانی است که این چنین پا در عرصه دفاع از دین نهاده است. آری از كسي بايد سخن بگوييم كه در مكتب پاك و قدوسي آيت الله بهجت و علامه طباطبايي رشد و پرورش يافت. كسي كه از سوي رهبر فرزانه و عزيزمان مطهري و علامه زمان نام گرفت و سكاندار كشتي انقلاب در مقابل دشمنان حضرت روح الله شد و علم انقلاب را در كنار ياران روح الله برافراشت. علامه اي كه انقلاب اسلامي را تئوريزه كرد و عقبه فكري آن را در مقابل معاندان جمهوري اسلامي در بهار انقلاب تازه متولد شده بيمه و عمر خود را در راه اسلام و ايمان خود صرف كرد و اين چنين بود كه شايسته اين فرمايشات رهبر فرزانه انقلاب قرار گرفت: "اگر خداوند متعال به نسل كنوني ما اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايي مكانند علامه طباطبايي و شهيد مطهري استفاده كند،اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم القدر،خلا آن عزيزان را در زمان ما پر مي كند."

آيت ا... محمد تقي مصباح يزدي در سال1313 در شهر كويري يزد ديده به جهان گشود. ایشان در قم از محضر اساتيد بزرگي همچون ايت ا... بهجت،امام خميني(ره)،آيت ا... بروجردي،علامه طباطبايي تلمذ كرد و با پشتكار فراواني كه بدرقه راه داشت در همان سنين جواني موفق به كسب درجه اجتهاد شد. ارمغان این مجاهدت علمی بيش از صد ها کتاب است كه بعضي از آن ها خود چند جلدي اند و به حق كه آثار ايشان همانند آثار شهيد مطهري نمايانگر اسلام ناب محمدي(ص)است و تلمذ از اين چشمه جوشان علم وادب بر هر كسي لازم مي نمايد.
 
 
از مهم ترين آثار ايشان مي توان نمونه هاي زير را نام برد:

1. رابطه ايدئولو‍‍‍ژي و فرهنگ اسلامي با علوم انساني  2.آذرخشي ديگر از سرزمين كربلا3. نظريه سياسي اسلام(دو جلد) 4.اسلام سياست حكومت 5.آفتاب ولایت 6.زن یا نیمی از پیکر اجتماع 7.نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه 8.آزادي و پلوراليسم  9.انقلاب اسلامي جهشي در تحولات سياسي تاريخ 10.پاسداري از سنگرهاي ايدئولوژيك

علامه محمد تقي مصباح یزدی را مي توان الحق يك روحانی سياسي نام نهاد كه علم و عمر خود را فداي انقلاب اسلامي ايران كرده است و در بحبوحه غبار افكني هاي دشمنان اسلام و انقلاب روشنگري كرده است آري او بود كه عقبه فكري و فلسفي انقلاب را در اوايل انقلاب در مقابل گروه هاي موسوم به چپ تئوريزه كرد و در مناظراتي كه با آنان داشت قوت فكري و فلسفي اسلام و انقلاب را به معرض نمايش گذاشت.آري او بود كه هيچوقت سنگرهاي فكري اسلام را خالي نكرد و در مقابل شبهه افكنان پاسخ گفت و پاي مناظره نشست وجوابشان را داد.

شهید مطهری در تمام عمر خویش مورد هجمه چپ های قدیم یعنی مارکسیست ها بود. و اینک مطهری زمانه ما دوباره آماج هجمه ی چپ های جدید و به اصطلاح اصلاح طلب قرار گرفته است. چه انکه شهید مطهری تمام دانش و انرژی خود را صرف پاسخ به شبهات مارکسیت ها کرد و در نهایت در این راه جان خویش را بذل کرد و علامه مصباح یزدی نیز با همه انچه که دارد در برابر تجدیدنظرطلبان و چپ های جدید ایستاده است؛ از دوران پر فراز و نشیب دو خرداد تا به امروز.

اینک و در آستانه انتخابات مجلس خبرگان صف ارایی های موجود پررنگ تر شده است و تجدیدنظرطلبان دوباره آتش توپ خانه های خود را به سمت علامه مصباح یزدی گشوده اند، به این امید که از ورود او به مجلس خبرگان ممانعت کنند و به این طریق کینه دیرینه خود را تسلی بخشند. آنها مثل همیشه که هیچ گاه اندوخته ای در خورجین نداشته اند و نمی توانسته اند به صورت ایجابی برای خود تبلیغ کنند دوباره به کار سلبی روی اورده اند تا انجا که به جای پرداختن به تبلیغ خود کمپین هایی برای رای نیاوردن علامه مصباح یزدی به راه انداخته اند. این واکنش ها در برابر مطهری زمانه دور از انتظار نیست و اگر غیر از این بود باید در مسلک علامه تردید می کردیم. اکنون که جریان غرب گرا و تجدیدنظرطلب در مقابل او صف آرایی کرده اند و نمایش سیاست به روی پرده عریان خود نقل مکان کرده است یقین مان در حقانیت مطهری زمانه بیشتر از پیش مستحکم تر شده است.


اما درست در همین روزها و در معرکه همین نزاع های سیاسی، پاسخ چرایی هجمه به علامه مصباح یزدی همان پاسخ های ابتدای یادداشت است؛ آری ایشان اگر عالمی گوشه نشین بود، اگر سیاست را از دیانت جدا می کرد، اگر از دین حداقلی سخن می گفت اگر در مقابل جریان تجدیدنظرطلب قد راست نمی کرد و از انقلاب دفاع نمی کرد نه تنها جریان مخالف ایشان مخالفتی با ایشان نداشت بلکه در تمجید ایشان پیش قدم می شد چنان که همیشه حامی سکولاریسم و گوشه نشینی دین بوده اند.




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه