2018 December 19 - چهار شنبه 28 آذر 1397

چرا صادق هدایت "ملعون" است؟!
کد خبر: ٧١٧٢٩ تاریخ انتشار: ٢٩ آبان ١٣٩٤ - ١٥:٣٣
مقالات و تصاویر ارسالی » مطلب ویژه
چرا صادق هدایت "ملعون" است؟!

ش.صالحی-دانشگاه شهید عباسپور

صادق هدایت، این روزها تبدیل شده به اسطوره روشنفکران و غرب پرستان. حال آنکه بسیاری از این روشنفکران هرگز این قهرمان پوشالی را نمیشناسند. شناساندن دقیق تر صادق هدایت، انگیزه ای شد برای نگارش مقاله زیر.

غرب پرستی هدایت را می توان به خوبی در نوشته هایش یافت.او به شدت از هویت ایرانی خود بیزار است،نه از حکومت.یکی از دوستان او می گوید : ((در آخرین سفری که به فرانسه داشت،سنگفرش های پاریس را بوسید.)) او در سخنانش بارها و بارها برای وصف مردم کشورش،از عبارتهایی چون بی شرف و دزد و قالتاق و ... استفاده می کند.

او به شدت از زنان ایرانی متنفر است.این مفرت را می توان در داستان ((عروسک چینی)) او به خوبی مشاهده کرد.در این داستان شخصیت اصلی،مانکنی را از اروپا با خود آورده و با او عشقبازی می کند و به نامزد ایرانی خود بی توجه است.

این دقیقا شخصیت همان کسی است که شبکه های ماهواره ای و برخی روشنفکران سعی دارند او را یک وطن پرست نشان دهند. برای تحقیق بیشتر در این مورد،پیشنهاد بنده،مطالعه کتاب ((راز شهرت هدایت )) است...

مذهب ستیزی او هم که گمان نمی کنم بر کسی-حتی سینه چاکانش- پوشیده باشد.توهین های او به خدا،پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع)، عرق شرم را بر پیشانی هر مسلمان با غیرتی می نشاند.برای تحقیق در این مورد هم پیشنهاد بنده همان منبع قبلی است.مطالعه این کتاب علاوه بر این که کمک می کند تا هدایت و شخصیتش را بهتر بشناسید، شما را در شناخت روشنفکران حامی او نیز یاری می کند.

می خواهم به سراغ عامل ملعون شدن صادق هدایت بروم : توپهای مرواری...کتابی که هدایت آن را در آخرین روزهای عمر خود می نویسد و چاپ می کند.

معمولا بزرگان هنر در اواخر عمر خود ، بهترین آثار خود را برجای می گذارند و سعی دارند تا در اوج خداحافظی کنند.یا اگر می بینند که دیگر توانایی در اوج ماندن را ندارند،در اوج خداحافظی می کنند تا خاطرات خوبی را در ذهن مخاطبان و دوستدارانشان باقی بگذارند.نمونه هایی از این دست بسیارند.مثل جمالزاده که دهه های آخر عمر خود را دیگر دست به قلم نبرد.گویا هدایت هم با نوشتن این کتاب و اصرار بر چاپ آن،سعی داشته تا در اوج !!! خداحافظی کند.

((توپهای مرواری)) داستان توپی را روایت می کند که پس از طی مسیری چند صد ساله به قرن معاصر رسیده است.این توپ پس از طی مسیری عجیب و غریب که زائیده تخیل قوی نویسنده است،به زمان معاصر او می رسد.این مسیر عجیب بهانه ای است برای بیان عقاید شخصی هدایت.

این کتاب سرشار است از صراحت گستاخانه ، الفاظ خارج از عرف و توهین و هتاکی... و در یک کلام پر است از مهمل...

هدایت در این کتاب بارها اعراب را مورد نوازش قرار می دهد!!!و در لابلای این گستاخی ها ،مرتب به معصومین (علیهم السلام) اهانت می کند.البته این گستاخی ها را در لابلای عبارات و جملات می پیچاند تا خواننده عادی، توهین ها را خیلی زود دریافت نکند.البته متاسفانه گاهی اوقات هم مستقیما...

او گستاخی را از این حد هم فراتر می برد و خدا را هم... به راستی که هدایت در اوج!!! خداحافظی کرد...

فارغ از تمام ناگواریهایی که این بررسی اجباری برایم داشت،نکته مهمی برایم روشن شد که شاید می ارزید که وقتم را صرف کنم.گاهی اوقات اشخاص به درد ((هدایت)) مبتلا می شوند.افرادی که دستشان از منطق کوتاه می شود، به فحاشی و مهمل گویی روی می آورند.از این نمونه ها در ذهنم  بسیار است.روزی سلمان رشدی،روزی هدایت،روزی شاهین نجفی و ...

و کسانی که قدرت این هتاکی را هم ندارند،شروع می کنند به تمجید از این هتاک ها.چون نظام جمهوری اسلامی نظامی است مذهبی،شروع می کنند به تحسین و تمجید از این مذهب ستیزان. و راز مشهور شدن و اسطوره شدن هدایت و هدایت ها هم همین است.شاید اگر خود هدایت می دانست روزی به خاطر این مهمل هایش شهرتی جهانی پیدا می کند،سعی می کرد تا بیشتر اوج بگیرد!!!

انقلاب ما و نظام اسلامی ما برای خیلی ها سود داشت.خیلی ها را معروف کرد.خیلی ها را اسطوره کرد.خیلی ها ره صد ساله را یک شبه پیمودند.راهش را تقریبا همه بلدند.کافیست کمی ضد مذهب و ضد وطنت حرف بزنی تا مطرود نظام و مردم مذهبیش شوی و مقبول دشمنانشان...

بیایید کمی به اسطوره هایمان فکر کنیم و به این سادگی فریب شخصیت سازی و اسوره سازی دشمنانمان نشویم...

در پایان به ذکر جمله ای از استاد علی موسوی گرمارودی در این باره بسنده می کنم:

 

((وظیفه هر قلم به دست اهل قبله می دانم که حداقل به جوانان این کشور بفهماند که چه بی شرف هایی در این کشور قلم زدند که از امویان هم بدتر بودند؛اسمشان صادق بود و هدایت مردم را بر عهده داشتند.شرم می کردم از خودم اگر بر صادق هدایت لعنت نمی فرستادم.خدایا صادق هدایت را لعنت کن...))







Share
1 | zeynab | , ایران | ٢٣:١٦ - ٢٩ آبان ١٣٩٤ |
0
 
1
پاسخ
هنوز اسمش تو تاریخ ادبیات کتابای فارسی هس...
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه