2017 September 24 - يکشنبه 02 مهر 1396

زمانِ تلاش برای تغییر است!
کد خبر: ٧١٧٢٧ تاریخ انتشار: ٢٩ آبان ١٣٩٤ - ١٤:٣٨
مقالات و تصاویر ارسالی » مطلب ویژه
زمانِ تلاش برای تغییر است!

مسعود الطافی-دانشجوی مهندسی عمران شهید بهشتی

سرانجامِ تخریب و فریب و بی انصافی چیزی جز این نمی تواند باشد.حسن روحانی در کوران انتخابات گفت : ”به همه ی هموطنان قول می دهم افتخارات بزرگان ایرانی که برخی کشورهای همسایه آن را تصاحب کردند برگردانم و احترام به پاسپورت ایرانی نیز بازگردانده شود.“ نمی دانم با شعارها و سخنان روحانی ، طاغوت جهانی چه برنامه هایی در دستور کار قرار دادند؟ نمی دانم چه ضرباتی بر پیکر مقاومت اسلامی وارد شد؟ نمی دانم منظور روحانی از احترام و بازگشت آن چه بود؟ اما اکنون زمان ”عذرخواهی“ روحانی از ملّت ایران و بازپس گیری این شعار انتخاباتی رسیده است. دولتی که از همان ابتدا به بهانه ی واهی ”تعامل با دنیا“ کُد ها و پالس های خاصی را برای چند کشور غربی فرستاد و خود نیز ارتباط کنترل نشده و بی گدارانه ای با آن کشورها در پیش گرفت و حتی برای تئوریزه کردن سازش و کاهش استقلال و پذیرفتن مقداری وابستگی تلاش بسیار کرد و عمده ی مسائل داخلی را به سیاست خارجی گره زد ، اکنون در معرض خشمِ مقدس امّتِ انقلابی است. گام اساسی که با مذاکرات هسته ای و بهره برداری حزبی از دستاوردهای 8 ساله ی آن در دولت قبل برداشته شد، اصلی ترین پروژه دولت روحانی برای تعامل با دنیا بود! از آنجا که دولت مذاکرات هسته ای را بعنوان مهمترین کانال ارتباطی با غرب و حتی تحقق شعارهای اقتصادیِ خود می دانست، پس ”توافق به هر قیمتی“ را در دستور کار خود قرار داد. در بحبوحه ی همین مذاکرات حمید ابوطالبی بعنوان نماینده ایران در سازمان ملل معرفی می شود. علیرغم نرمش بیش از حدّ دولت ، امریکایی ها از پذیرفتن و دادن ویزا به ابوطالبی خودداری می کنند. پس از حدود یک سال از ماندن پشت درب های سازمان ملل که الحق توهینی بزرگ به یک ملت است ، نهایتا این دولت ایران است که عقب نشینی می کند و شخص دیگری را برای نمایندگی ایران معرفی می کند. اواخر فروردین 1393 خبرهایی شوکه کننده از اخراج دانشجویان ایرانی در نروژ از رسانه ها منتشر می شود. گرچه این اقدام ناقض قوانین بین المللی و حتی “توافقنامه ژنو“ بود، اما پلیس نروژ یکی از دلایل اخراج این 64 دانشجوی ایرانی را تحصیل آن ها در رشته های فیزیک هسته ای ، الکترونیک ، متالوژی و مکانیک عنوان کرد و مدعی شده بود اتهام این دانشجویان تلاش برای دست یابی به اطلاعات در ارتباط با توسعه سلاح های کشتار جمعی و در راستای پیشبرد برنامه هسته ای ایران می باشد. در راستای تعامل با دنیا این اقدام توهین آمیز نیز واکنشی جدی از سوی دولت روحانی را به دنبال ندارد. در اوج مذاکرات  با افزایش توهین ها و تهدیدهای غربی ها نسبت به ایران و لبخندهای پی در پی به گستاخ تر شدن آن ها ، اوضاع کمی متفاوت شده و دامنه ی توهین ها با  هتاکی شارلی ابدو به پیامبر بزرگ اسلام گسترش می یابد. اقدامی که الحق موج بزرگی از ناراحتی و خشم و اعتراض کشورهای مسلمان را در پی داشت. اما دردناک تر از این توهین به پیامبر اسلام قدم زدن ”ظریف“ با ”جان کری“ آن هم تنها یک روز پس از توهین غربی ها به رسول الله بود. برای ملت کم کم دارد این واقعیت متجلی می شود که نه تنها شعار بازگردان عزّت به پاسپورت ایرانی فریبی بیش نیست ، بلکه عزت ملی و دینی ما نیز در سکوت دولت روحانی لگد مال می شود. یعنی حتی بُعد عزت برای ایرانیان بدون پاسپورت نیز ، نشانه گرفته شده است! تعامل با غرب برای دولت روحانی جواب می دهد ، اما جوابی معکوس که امید آن بود یک سیلی برای بیدار کردن دولت از خوابِ خوش همگرایی با غرب به هر بهانه ای باشد. توطئه امریکایی-سعودی قیمت نفت را تا نصف کاهش می دهد تا کمر دولتی که همه ی توان کشور را صرف مذاکره کرده است ، کاهش بودجه را بیش از پیش حس کند. گویا بعد از غرب ، حال نوبت به تعامل (بخوانید انفعال) با اقمار مرتجع منطقه ایِ آنها رسیده است. چراکه دردناک تر از کاهش قیمت نفت با توطئه عربستان ، ”تجاوز“ به 2 نوجوان ایرانی در فرودگاه جدّه بود که اوضاع را به شدت ملتهب کرد. همه توقع یک برخورد معقول و محکم از سوی دولت ایران با دولت عربستان را داشتند. اما آنچه اتفاق نیوفتاد دقیقا همین برخورد بود. فاجعه منا و جان باختن نزدیک به 8000 مسلمان از جمله 465 نفر ایرانی بر اثر سو مدیریت و حتی یک رفتار عمدی از سوی دولت عربستان تاکنون جدیدترین سناریوی استکبار است که حقیقتاً امت رنجدیده ی اسلام را عزادار کرده است. اکنون دیپلماسی دولت یازدهم آبرویی برای پاسپورت ایرانی نگذاشته است که حتی دولت مرتجع عربستان بخواهد برای اعزام تیم بررسی فاجعه منا به آن اهمیتی بدهد ، چراکه 4 بار درخواست ایران برای گرفتن روادید هیات بررسی کننده و وزیر ارشاد ، توسط عربستان رد می شود! در نهایت نیز ظریف مجبور است جلوی امیر کویت زانو بزند تا مگر او واسطه شده و درخواست ایران پذیرفته شود. با این روند از بیخ و بن غلط دولت روحانی عزت ملی آنقدر لکه دار شده که حتی وزیر سعودی در اقدامی بی سابقه اعلام می کند ایران حق ندارد در مورد فاجعه منا اظهار نظر کند و این در حالی است که دولت ایران حتی جرات اجازه برگزاری تجمع مردمی علیه عربستان را نیز ندارد. در حالی که عزت ملی و استقلال داخلی لگد مال می شود و از سایت نظامی پارچین بازدید می شود ، ظریف نیز در راهروهای سازمان ملل دست آلوده به کشتار و بدترین جنایت های اوباما را می فشارد. کاری که حتی ”خاتمی“ در زمان ریاست جمهوری خود از آن اجتناب کرد و برای آنکه با کلینتون (رئیس جمهور وقت امریکا) دست ندهد، مسیر خود را به سمت توالت تغییر داد. بعنوان یک دانشجو متاسفم که به سمتی برده شدیم که قرار است شهروند درجه 2 باشیم، شهروندی که قرار است مطیع باشد و نباید اعتراض کند و از بی حرمتی ها ناراحت شود. نباید در مورد عزّت فکر کند. چراکه عزت را باید در نسبتش با کدخدا تعریف کند و کدخدا نیز تا می تواند این شهروند را به تو سری خوردن و دم برنیاوردن عادت می دهد تا دیگر هیچ وقت خیال سر بلند کردن را در ذهن نداشته باشد. بنظر می رسد تنها راه بازگشت و جبران انتخابات 92 ، دقت و هوشیاری و کسب بصیرت سیاسی برای انتخاب آگاهانه و درست در انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات خبرگان رهبری در اسفند 94  و در نهایت انتخابات ریاست جمهوری 96 می باشد تا بار دیگر طعم عزت و رشد ملی و تحقق شعار ”ما می توانیم“ را بچشیم.




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه