2016 December 8 - پنج شنبه 18 آذر 1395

روایت آیت الله مصباح از فشارها به علامه برای تعطیلی درس فلسفه/ پاسخ علامه به مرحوم آیت الله بروجردی
کد خبر: ١٢٢٢٥٣ تاریخ انتشار: ٢٢ آبان ١٣٩٥ - ١٤:٠٣
گفتمان مصباح » مطلب ویژه
روایت آیت الله مصباح از فشارها به علامه برای تعطیلی درس فلسفه/ پاسخ علامه به مرحوم آیت الله بروجردی

آیت الله مصباح خواستار تشکیل اتاق فکری متشکل از نخبگان برای نیاز سنجی و ‌آینده حوزه شد و تاکید کرد که باید برای آینده حوزه برنامه ای سنجیده و جامع در نظر گرفته شود.

به گزارش صابرنیوز، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) جمعه شب در نشست اساتید این مؤسسه که به مناسبت سالگرد ارتحال علامه طباطبایی در دارالقرآن علامه برگزار شد، با بیان این که نعمت هایی که برای انسان یادآوری می شود از یک نظر به دو دسته تقسیم می شود، گفت: یک دسته نعمت هایی هستند که به بیان قرآنی آفرینش آن ها برای انسان ها است یعنی جنبه ابزاری دارد و قصد اصلی به خود آن ها تعلق نگرفته است، بیان این گونه اقتضا می کند.

وی افزود: دسته دیگری از نعمت ها را خداوند ذکر می فرماید که همانند سکه دو رو هستند یعنی در عین حالی که بیشترین فایده را به انسان ها می رسانند خودشان هم مقصود هستند که این یکی از زیباترین تدبیرهای حکیمانه الهی است.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که منظور کسانی هستند که وسیله هدایت دیگران به شمار می روند، اظهار داشت: انبیا این گونه هستند یعنی شخص پیامبر گرامی اسلام مخلوقی هستند که خداوند ایشان را آفریده است و خود مقصود بالذات در خلقت هستند و خدا راه تکامل را به ایشان نشان دادند، روی دیگر این است که پیامبر شدن برای هدایت دیگران است.

وی ادامه داد: هدایت کردن وظیفه شخصی این دسته است و اگر می خواهد به مقام برسد باید این کار را انجام دهد، عجیب این است که بیشترین نگرانی انبیا این بود که مبادا در انجام وظیفه کوتاهی کنند، پس از انبیا اوصیا و جانشینان ایشان و قدر متیقن ائمه طاهرین(ع) همین خصوصیت را دارند و هم خود مقصود  بالاصاله در خلقت و هم مقصود بالغیر برای هدایت و تکوین دیگران هستند.

آیت الله مصباح یزدی با طرح این سؤال که آیا می شود مقامی برای غیر انبیا باشد که معادل یا بالاتر از مقام برخی انبیا باشد، ابراز داشت: مقام امامتی که اهل بیت(ع) از سایر انبیا غیر پیامبر اسلام بالاتر است، تنزل دیگری بعد از مقام اوصیا وجود دارد که عبارت از کسانی است که در مکتب انبیا و اوصیا خوبی تربیت شده اند.

وی عنوان کرد: گاهی تعبیراتی وجود دارد که ظهور دارد که مقام برخی از این تربیت شدگان از انبیا هم بالاتر است، چیزهایی که در وصف امثال سلمان وارد شده که غیر از مقام عصمت چیزی برای آن ها کم گذاشته نشده است البته این ها به عنوان احتمال بیان می شود که غیر از انبیا و معصومانی که عصمت آن ها تضمین شده نیست ممکن است که برخی انبیا بالاتر باشد.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: در بیانی آمده« علماء امتی افضل من انبیا بنی اسرائیل» که برخی بیان کردند که منظور علمای در اینجا اهل بیت(ع) هستند، شاید انحصار هم نداشته باشد بلکه دارای مراتبی باشند، پیامبر فرمودند که خداوند جانشینان خلفای من را رحمت کند، همسر پیامبر پرسید مگر مؤمنانی که وجود دارند خلفای شما نیستند، حضرت فرمود این ها اصحاب من هستند جانشین خلفای من در آخرالزمان خواهند بود که مقامات آن ها همانند مقامات انبیا است.

وی اضافه کرد: شاید برخی از علمایی که درست راه را پیمودند به مقامی برسند که از برخی انبیا مقام بالاتری داشته باشند، این به عنوانی احتمالی است که بعید نیست؛ علامه طباطبایی شاید از مصادیق کسانی باشند که مقام ایشان در نزد خداوند از برخی از انبیا کمتر نیست؛ اگر مقام انبیا دو حیثیت دارد و در مراتب نازل هم سرایت دهیم می توان گفت علامه طباطبایی و سایر کسانی که در مکتب اهل بیت(ع) خوب درس خواندند هم دو حیثیت دارند.

اظهارات آیت الله مصباح درباره جایگاه علامه طباطبایی

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که درباره حیثیت نخست و این که علامه طباطبایی چه مقامی داشتند بزرگان در طول سالیان طولانی بیانات بسیار داشتند، گفت: هرکس راه بندگی خدا را خوب بشناسد و عملی کند عزت الهی پیدا می کند.

وی با اشاره به نقش علامه طباطبایی در حوزه، تشیع و اسلام افزود: آنچه که مهم به شمار می رود باید بیینیم که خداوند به وسیله ایشان چه نعمت هایی به ما داد تا قدر نعمت ها را بدانیم و شکر آن را به جا بیاوریم، این یک وظیفه اخلاقی و اسلامی است که قدر این افراد را بدانیم و شکرش را به جا بیاوریم، یکی از مصادیق شکر این است که یاد بزرگان را گرامی بداریم و برای روح آن ها طلب مغرفت و مقامات عالی کنیم.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این که بدانیم که ایشان چه برکتی برای جامعه، حوزه و اسلام داشتند، اظهار داشت: باید بدانیم تا راه را ادامه بدهیم و از رهنمودهای ایشان استفاده کنیم تا بتوانیم نقشی همانند آنان ایفا کنیم، این که خداوند داستان هایی از انبیا و اولیا بیان می کند و تأکید می فرماید که نعمت ها را به یاد بیاورید یکی از نکته این است که مشخص شود چه اندازه می توانیم از انبیا اقتباس کنیم، این گونه نیست که داستان های انبیا فقط برای ثبت در تاریخ باشد.

وی ادامه داد: نکته ای در ذهن اشخاص زیادی است که بزرگان علما که معصوم نبودند راه ها و سلیقه های مختلفی داشتند اما معصومان اگر راهی داشتند خاطر انسان جمع است که می تواند به آن ها تأسی کند چون درست به شمار می رود ولی در غیر معصوم به ویژه در جاهایی که در آرا اختلاف وجود دارد نمی داند پس با وجود این اختلافات چگونه می توان از آن ها اقتباس کرد، ما درباره اسلام و راه خدا حقایق یقینی، مسلم و ضروری داریم که باید آن ها را ملاک قرار دهیم و در پرتو یقینیات مظنونات را بشناسیم و با توجه به یقینیات شبهات را حل کنیم.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) با بیان این که باید دید اختلاف سلیقه ها از کجا ناشی شده است، ابراز داشت: چه بسا اختلاف سلیقه ها برای این باشد که موقعیت های اشخاص در شرایط گوناگون فرق می کرده و گاهی هم مسأله اختلاف فهم ها است که در هر علمی موارد مشتبه وجود دارد مثلا در فقه همه علما یکجور فتوا نداده اند و این تفاوت فتوا از شأن کسی کم نمی کند.

وی عنوان کرد: در مواردی خط قرمزی وجود دارد و در جاهایی که مسأله کفر و ایمان یا دوست و دشمن است نمی توان مسامحه کرد اما وقتی مسلمات و ضروریات مورد قبول است اختلاف فتواها سبب عدم استفاده نمی شود،  اگر اختلاف سلیقه و اختلاف فکری داشتیم نباید سریع فکر کنیم که هرچه ما می گوییم درست و هرچه دیگران می گویند اشتباه است.

باید به همه فقها و فتوای شان احترام گذاشت

استاد برجسته حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: باید به همه فقها و فتوای آن ها احترام گذاشت با این که اختلاف گاهی تا 180 درجه و بین حرمت تا وجوب است، ما فتوا به حرمت نماز جمعه و فتوا به وجوب هیأت هم داریم، محروم علامه طباطبایی در میان برکاتی که برای حوزه داشت از ویژگی برخوردار بود که کمتر از بزرگان دارای آن هستند.

وی اضافه کرد: گاهی بزرگی در فقه، اصول، حدیث و کلام قوی است که غالبا اینگونه نبوده که از ابتدای تحصیل برنامه ریزی کنند که اینگونه شوند یعنی شرایطی پیش آمد و اتفاق افتاد  که با استاد یا مرجعی بزرگ برخورد کرده و همان مسیر را ادامه دهد، غالبا این گونه نبوده که فکر کنند در بین علومی که هست کدام را انتخاب کنند و کدام لزوم بیشتری دارد و چگونه برای دیگران برنامه ریزی کند، بنده این ویژگی را در مرحوم علامه طباطبایی سراغ دارم از خود ایشان هم چیزهایی شنیدم.

روایتی از فشارها به علامه برای تعطیلی فلسفه/ پاسخ علامه به مرحوم آیت الله بروجردی

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به قصه ای از زندگانی علامه طباطبایی گفت: سال ها قبل از پیروزی انقلاب در زمان آیت الله العظمی بروجردی موضوعی در حوزه مطرح شد که کسانی نسبت به فلسفه خوشبین نبودند البته این بیشتر از خارج از حوزه قم و از مشهد و نجف سرچشمه می گرفت، نامه هایی برای مرحوم آیت الله بروجردی نوشتند که در حوزه قم برخی مطالب خلاف اسلام  و خلاف ضروریات دین مطرح می شود و شما باید جلوی آن ها را بگیرید.

وی افزود: بزرگان و افراد موجهی مرتب تماس می گرفتند و درخواست داشتند، بعد بهانه ای پیدا کردند روی شخص علامه طباطبایی تکیه کردند، بهانه از اینجا شروع شد که وقتی بحار چاب می شد در یکی از جلدهایی که چاپ شد حاشیه بر فرمایشات علامه مجلسی داشتند، این بهانه ای شد که می گفتند آقای طباطبایی نه تنها اسفار و فلسفه های کفری را تدریس می کند بلکه به علامه مجلسی توهین می کند و به او اشکال می گیرد، به اندازه ای این مسائل را بزرگ کردند و به مرحوم آقای بروجردی فشاور آوردند که شما باید جلوی این را بگیرید و درس ایشان باید گرفته شود.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این که از این جای داستان را از خود علامه طباطبایی نقل می کنم، اظهار داشت: آیت الله بروجردی مرحوم حاج احمد خادمی را خدمت علامه فرستادند که بگوید من خودم در اصفهان فلسفه خواندم و شاگرد جهانگیرخان بودم و با فلسفه مخالف نیستم اما آن زمان که ما در اصفهان فلسفه می خواندیم استاد شاگردان را انتخاب می کرد و در جای محدود و معینی درس می گفت.

وی ادامه داد: مرحوم آیت الله بروجردی خطاب به علامه می فرماید شنیدم که درس شما خیلی عمومی است و کسانی شرکت می کنند که صلاحیت ندارند و شبهه هایی از مطالب به ذهن شان می ماند که جواب را یاد نمی گیرند، اگر صلاح می دانید درس را محدود کنید و به کسانی اجازه شرکت دهید که نسبت به استعداد آنها مطمئن هستید و مبتلا به شبهات نمی شوند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به نامه علامه طباطبایی به آیت الله ابراز داشت: علامه می فرماید برای آقای بروجردی نامه ای نوشتم و گفتم از موقعی که از تبریز به قم آمدم مطالعه درباره حوزه و دروس حوزه و مطالعه ای درباره نیازهای جامعه کردم، نتیجه مطالعه ای که در وضع جامعه کردم و دیدم جامعه خیلی نیاز به معرفت همه جانبه نسبت به اسلام دارد و وظیفه روحانیت است که اسلام را در همه ابعاد شناخته و به مردم معرفی کند، شناخت صحیح اسلام از منابع اسلام است که قرآن، سنت و عقل هستند.

وی ادامه داد: در برخی چیزها فقط عقل کارایی دارد و در اصل وجود خدا نمی توان به مسائل دیگر استناد کرد، برای عالم دینی غیر از این که از ان سه منبع باید استفاده کند چیز دیگری لازم است تا بتواند نقش خود را درست در جامعه ایفا کند از این رو باید تهذیب نفش داشته باشد، اگر عالم دینی احکام اسلام را خوب بلد اما دنیا پرست و تابع هوای نفس باشد نمی تواند نقش خود را درست ایفا کند بلکه گاهی ضررهایی دارد.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) با بیان این که چهار رکن در حوزه لازم است، ابراز داشت: باید کاری کنیم که حوزویان و مردم از عقل درست استفاده کنند، همچنین از قرآن و حدیث استفاده کنند، کسانی هم که در حوزه درس می خوانند باید مهذب باشند تا مفید بوده و ضربه ای از ناحیه آن ها به اسلام وارد نشود، علامه می فرماید این مطالعه ای بود که من داشتم و اگر حوزه می خواهد وظیفه خود را به درستی انجام دهد باید این چهار رکن را احیا کند.

وی عنوان کرد: قبل از آمدن آقای طباطبایی در حوزه خبری از درس رسمی قرآن و تفسیر نبود، گاهی در مساجد و محلات کسانی برای اهالی مسجد تفسیر می گفتند که درس نبود و حوزه چیزی به نام درس قرآن و تفسیر نبود، دروسی که پایه آن استدلال و برهان عقلی باشد هم نبود، برای تربیت اخلاقی هم هیچ برنامه ای وجود نداشت، گوشه و کنار کسانی بودند که جلسات موعظه ای داشتند اما برنامه ای برای تربیت اخلاقی وجود نداشت.

استاد برجسته حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از حدیث هم آنچه مربوط به فقه بود استفاده می شد و سایر روایات ها مطرح نبود، از مجموع چهارکن یکی آن هم به صورت ناقص وجود داشت، علامه در نامه فرمود من وظیفه خود دانستم ه در توانم آن سه رکن را احیا کنم، از این رو درس فلسفه برای ورزش عقلی، درس تفسیر و یک درس اخلاق گذاشتند.

احترام ویژه علامه برای مرحوم آیت الله بروجردی

وی اضافه کرد: درس اخلاق ایشان به دلایلی پس از مدتی تعطیل شد و بزرگانی بودند همانند مرحوم آقای مهدوی کنی و آقای امامی کاشانی از شاگردان درس اخلاق مرحوم آقای طباطبایی بودند، بعد از تعطیلی ایشان به درس تفسیر و فلسفه چسبید، علامه می گوید من این دو درس را به عنوان واجب شرعی متعین تدریس می کنم در عین حال بنده جایز نمی دانم که در حوزه رفتاری داشته باشم که مخالف با رفتار شما باشد، شما رییس حوزه هستید و باید احترام شما حفظ و امر شما امر ولایتی است که باید اطاعت شود من مخالفت با شما را جایز نمی دانم.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه گفت: علامه در ادامه نامه می نویسد اگر تشخیص خود من باشد این دو درس واجب شرعی است که باید بگویم اما اگر شما نهی بفرمایید تعطیل می کنم و حجت من نهی شما است، منتظرم تا شما پاسخ دهیم، با توجه به این علامه چند روز درس خود به ویژه اسفار را تعطیل کردند.

وی افزود: مرحوم آقای بروجردی شخصی را خدمت مرحوم آقای طباطبایی فرستادند و گفتند که هرچه شما وظیفه می دانید عمل کنید که ایشان مجددا درس را آغاز کرد، این روش که یک نفر وارد حوزه شود و فکر کند که چه وظیفه ای دارد و مبادا تکلیف واجبی داشته باشد و ترک شود حال کسی خوشش بیاید یا نیاید این طرز فکر را بنده در کمتر کسی مشاهده کردم و غالبا تحت شرایط اتفاقی در مسیری افتادند و آن را دنبال کردند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که همه مسیرهایی که در حوزه وجود دارد در پرتو اهل بیت(ع) و مفید است، اظهار داشت: این که کدام واجب تر است و چگونه باید برنامه ریزی شود چندان سراغ ندارم که اهتمامی به این مسأله شده باشد، به واسطه روش ها و درس ها برکات بسیاری عائد حوزه شد.

وی ادامه داد: مرحوم آقای صدوقی می فرمودند اگر آقای طباطبایی را از حوزه برداریم امتیازی برای حوزه قم باقی نمی ماند و امتیاز حوزه قم به وجود آقای طباطبایی است، مرحوم آقای میلانی می فرمود در عالم تشیع شخصی به جامعیت آقای طباطبایی یا نیست یا بسیار کم است، برکات ایشان مخفی نیست اما چیزی که ما باید یاد بگیریم این است که بدانیم برای بقا و رشد حوزه و این که حوزه بتواند در برابر سیل بنیان کن کفر و الحادی که از ناحیه غرب به کل دنیا پخش می شود و موجی ایران را گرفته و گاهی موج های جدیدی به وسیله رسانه ها، اینترنت و سایر رسانه ها در اختیار جوانان قرار می گیرد ایستادگی کند ما وظیفه سنگینی داریم.

باید حساب شده تر کار کنیم

استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان این که اگر می خواهیم وظیفه خود را به خوبی انجام دهیم باید در وضع کارها و برنامه تجدید نظر کنیم، ابراز داشت: باید حساب شده تر کار کنیم، باید بنشینیم و ببینیم برای آینده حوزه چه چیزهایی لازم است که بتواند جلوی کفر را بگیرد،  شبهه هایی که از سوی وهابی ها و تکفیری ها مطرح می شود را باید پاسخ داد، رفتارهایی که موجب گرایش های مادی گرایانه می شود مال، حب مال و ریاست است، چه کار باید کرد در مقابل سیل های بنیان کن شبهات شیطانی و وسوسه های رفتاری شیطانی حوزه بتواند مقاومت و نقش خود را ایفا کند و وظیفه خود را بهتر به انجام برساند تا نتایج مفیدتری داشته باشد.

حوزه باید از روش علامه درس بگیرد

وی عنوان کرد: از روش مرحوم علامه باید درس بگیریم و نیازهای جامعه را بررسی کنیم، آن روز آنچه چشمگیر به شمار می رود انتشار افکار مارکسیستی بود که مرحوم آقای مطهری اصول فلسفه و روش رئالیسم را نوشتند و بعد بحث ها را ادامه دادند، این گونه افراد باید در حوزه تربیت شوند تا پاسخگوی شبهات الحادی و کفر آمیز باشند.

برای آینده حوزه باید برنامه ای سنجیده و جامع در نظر گرفته شود

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: امروز مسائل منحصر به افکار مارکسیستی نیست بلکه غیر از آن ها ده ها برابر شبهات دیگری مطرح می شود، این شبهات مخصوص کشور ما نیست و ما نسبت به مسلمانان دیگر کشورها وظیفه داریم به ویژه وقتی که دست به طرف حوزه قم دراز و التماس می کنند که کتاب هایی تألیف و برای پاسخ به شبهات در کشورها استفاده شود؛ کسانی که ذوق برنامه ریزی دارند و دور اندیش هستند باید اتاق فکری تشکیل دهند و بررسی کنند و برای آینده حوزه برنامه ای سنجیده در نظر بگیرند ولو این که امروز قابل عمل نباشد، ضعف هایی در برخی درس ها هست که باید جبران شود، اگر برخی چیزها در حوزه نیست اما ضرورت دارد باید بگردیم راهش را پیدا کنیم تا درسش شروع شود و راهی برای پاسخگویی به شبهات شوند.

وی اضافه کرد: کسانی باید از حوزه فارغ التحصیل و به جامعه تحویل داده شوند که نیازهای اسلام را در این عصر هم در جهت اثباتی مانند اثبات عقاید و هم در جهت سلبی مانند ابطال شبهات باید بیان شود، شبهه کردند که آقای طباطبایی در تفسیر المیزان عباراتی دارند که از آن استفاده می شود که ایشان معتقد هستند که قرآن را با خود قرآن و بدون مراجعه به روایات می توان تفسیر کرد و کسانی از روی جهل یا غرض ورزی بدگویی ها می کنند.

آیت الله مصباح یزدی در پاسخ به این شبهه گفت: گاهی بحث سر این است که اگر آیه قرآنی در مقام بیان مطلب خاصی است که هر کس آشنا به زمان باشد می فهمد که این آیه در مقام بیان این مطلب است، چیزی را که این آیه می خواهد بیان کند فهمیدنش نیاز به چیز دیگر ندارد بلکه اگر روایتی داشته باشیم بخواهیم بدانیم درست یا خیر باید به کتاب عرضه کنیم.

 

 
 

وی افزود: این بدان معنا نیست که هر نکته ای که در آیه مورد حاجت باشد را از خود آیه می توان استفاده کرد، این همه آیات درباره نماز داریم کجا بیان شده که نماز صبح دو رکعت است آیه در مقام بیان عدد رکعات نیست بلکه بیان با پبامبر اسلام بوده است، مطلبی را که آیه ای در مقام بیان هست نیاز به بیان دیگر ندارد اما بدان معنا نیست که اگر اسم نماز را برد باید تمام احکام نماز را بیان کند، کی آقای طباطبایی فرمود اگر قرآن دارید روایات را کنار بگذارید.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اظهار داشت: مگر نیاز ما فقط با خود قرآن برطرف می شود، ده ها برابر از مطالبی که از قرآن استفاده می کنیم از روایات استفاده می شود و این ها منتی برای ما است که اهل بیت(ع) بیان کردند و علمای ما منت دارند که این ها را حفظ کردند تا به دست ما برسد تا بتوانیم استفاده کنیم، آنجا که ایشان می فرماید قرآن برای خودش نور است و به نور دیگری نیاز ندارد منظور مطلبی است که در مقام بیان باشد اما اگر در مقام بیان نباشد نمی توان گفت که کار به روایات نداریم، کجا و کی مرحوم علامه چنین چیزی فرمودند؛ این شبهه شیطانی است که باید روایات را کنار گذاشت و درباره علامه واقعیت ندارد. 
 
 
 
 
 
منبع: خبرگزاری رسا




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب


صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | نظرسنجی | RSS | ایمیل | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه